|
سوررئالیسم چیست؟ |
|
کلمه سورئالیسم مشتقی از کلمات سور و رئال است که در آن از کلمه "Sur " بمعنای بالا یاد شده ، مفهوم بالاتر از واقعیت و در جای دیگر وهم گرایی. |
........ ، ... !
... 199- 1990
...... ....... .
Blok No.2
................... ؛
................... ؟
مقدمهای بر ادبیات پست مدرن
نویسنده: پیتر ویدوسون مترجم: مینا صرافی
در بیست سال گذشته و بیشتر، منتقدان و مورخان فرهنگی دربارهی اصطلاح «پستمدرنیسم» بحث کردهاند. بعضی آنها را صرفاً ادامه و بسط اندیشههای مدرنیستی میدانند و بعضی دیگر عقیده دارند که هنر پستمدرن با گسلی جدی از مدرنیسم کلاسیک جدا میشود؛ عدهای دیگر نیز ادبیات و فرهنگ گذشته را از منظر زمان حال و با چشمان پستمدرن مینگرند و با متون و مؤلفان به گونهای برخورد میکنند که گویی «از قبل» پست مدرن بودهاند. دیدگاه دیگری که معمار اصلی آن، فیلسوف و نظریهپرداز اجتماعی، یورگن هابرماس است ادعا میکند که طرح مدرنیت ـ که مشخصکنندهی ارزشهای فلسفی، اجتماعی و سیاسی خرد، برابری و عدالت است و از جنبش روشنگری نشأت گرفته است ـ هنوز تحقق نیافته و نباید کنار گذاشته شود. این موضعگیری بحث مربوط به تداوم اعتبار مارکسیسم و آثار هنری مدرنیت را نیز شامل میشود. هر کجا که از طرح مدرنیت دفاع میشود (همراه با دفاع از مدرنیسم هنری یا بدون آن)، این کار در مقابل مجادلات عمدهی پستمدرنیسم صورت میگیرد که به شرح زیر است:
اول آنکه «روایتهای کلان» پیشرفت تاریخی که در عصر روشنگری سکه زده شده فاقد اعتباراند؛ و دوم آنکه هر گونه زمینهیابی سیاسی این افکار در «تاریخ» یا «واقعیت» دیگر امکانپذیر نیست، زیرا تاریخ و واقعیت، هر دو در دنیای انگارهها و شبیهسازیهایی که مشخصهی دوران کنونی مصرف انبوه و تکنولوژی پیشرفته است به قالب متن ریخته شدهاند.
این مواضع، دو «روایت» عمدهی تشکیلدهندهی پستمدرنیسماند که سایر صاحبنظران به درجات مختلف با آن موافقند یا آن را رد میکنند. این مفروضات، به پرسشهای گستردهی فلسفی، زیباییشناختی و ایدئولوژیک دامن زدهاند که مورد توجه و علاقهی رشتههای مختلف دانشگاهی (فلسفه، نظریهی اجتماعی و سیاسی، جامعهشناسی، تاریخ هنر، معماری و مطالعات فرهنگی، شهری و رسانهها)، انواع تولید فرهنگی (معماری، فیلم و ویدئو، موسیقی پاپ و راک) و نظریهی نقد ادبی است و میتواند با رابطهی میان ساختگرایی و پساساختگرایی نیز مرتبط باشد. به رغم تنوع روندهای موجود در هر یک از این جنبشها، تردیدی وجود ندارد که اندیشهی پساساختگرا تا اندازهای مجموعهی تأملاتی دربارهی همان قضایایی است که صاحبنظران ادبیات و فرهنگ پستمدرن از قبیل ایهاب حسن، فردریک جیمسون و لیندا هوچئون را به خود مشغول داشته است.
سون نانودان اوچ اوخونوش
بيرينجيسي بهناز خانيم موغانلي(تهران ، طباطبایی اونیوئرسیته سی، یابانجی دیللرفاكولته سی ،تورک دیلی و ادبیاتی بؤلومو اؤيرنجيسي) ، ايكينجيسي جناب ميرجمال حسيني (اينجيك) ، اوچونجوسو سايين حميد آصف دن دير .
دریدا در سال۱۹۳۰ همزمان با رشد فاشیسم و نازیسم، در الجزایر به دنیا آمد. در ۱۹ سالگی مدتی بعد از پایان جنگ جهانی دوم به فرانسه آمد. و در مؤسسهای تحت نظر ژانهیپولیت به تحصیل فلسفه پرداخت.
در ۱۹۶۲ اولین کتاب خود به نام «خاستگاه هندسه» در آرای ادموند هوسرل را به چاپ رساند. در سال ۱۹۶۷ دکتری فلسفه خود را گرفت.
سال ۱۹۶۷ مهمترین سال زندگی دریدا به حساب میآید و نظریههای مشهور و اصلی او با چاپ سه کتاب «از گرماتولوژی» «نوشتار و تفاوت» و«گفتار و پدیدار» مطرح شد. در همین کتابهاست که مفاهیمی چون «دی کانستراکشن» و «دیفرنس» ظاهر می شود.
«فیلسوفان برای تبیین فلسفهی خود نیاز به یک بنیان، شالوده، زیربنا یا زمینه دارند و فیلسوفان موسوم به پست مدرن نیز پرهیز از خشونت را زمینهی کار خود قرار دادهاند اصلهای زمینهساز در دورهی مدرن به ایدئولوژی خشونتگرایی ختم شد که کورههای آدمسوزی نازیسم و اردوگاههای کار استالین نمودهایی از آن است. به همین جهت است که مثلاً لیوتار از یک نگرش پست مدرن کثرتگرایی مداراجو سخن میگوید و تمام فیلسوفانی که به پست مدرن شهرت یافتهاند چه خودآگاه و چه ناخودآگاه نظریات خود را در تقابل با هر نوع استیلا برافراشتهاند. بیجهت نیست که فوکو تاریخ جنون را مینویسد یا دریدا حاشیههای فلسفه را میانگارد. در واقع در چنین رویکردی «اقلیتها» «حاشیهها» و «فرعها» اهمیت مییابند»
.......... ..........
كاريدوردا !
......... ، ............
45 : 23 ..... .
......... ،
............. ............. .
- شعر پست مدرن چیست؟
- نگاهی به ویژگی های شعر پست مدرن
اثر ادبی،همواره از نظریه های گونا گون فکری و فرهنگی تأثیر می پذیرد ودر عین حال برآنها تأثیر می نهد. این فرایند همواره تأثیر پذیری و تأثیر گذاری، بخش بزرگ آثار شعری و عموماً ادبی و فرهنگی را شکل می دهد و راههای متفاوتی را برای خوانش این گونه آثار پیشنهاد می کند. چرا که آشنایی با چرایی وچگونگی این جهت گیری های نظری و زیبا شناختی، کلید ها و نشانه هایی را برای بازخوانی سروده های نو آیین و پیشرو به دست می دهد که از رهگذر آنها می توان تا حدودی به جهان اجرایی این سروده ها میانبر زد و از نا کجاهایش سر برآورد! حتی نقد و نفی چنین آثاری نیز مستلزم آگاهی نسبی از زمینه های فکری و نظری آنهااست. به قول بورخس «برای نقض یک قانون ،دانستن آن قانون لازم است » این نوشتار نیز کوششی است برای بر شمردن برخی از ویژگی های شعر پست مدرن که دست کم در دهه اخیر تأثیری تعیین کننده بر شکل گیری و دگرگونی شعر امروز فارسی بر جای نهاده است.
«پست مدرنیزم»هم مثل «مدرنیزم» نخست از تأملی شاعرانه زاییده می شود و سپس در حوزه های دیگر فکری و فرهنگی گسترش می یابد. اصطلاح«پست مدرن» را اول بار«فدریکو دانیس» شاعر اسپانیایی مطرح می کند . همچنان که «مدرنیزم»را نیز «شارل بود لر » شاعر بزرگ فرانسوی مطرح کرده بود. از پی این توجه شاعرانه بعد ها مباحثی در آثار بسیاری از متفکران پیش کشیده می شود که این مباحث در حوزه های مختلف فلسفی ،ادبی و... با پسوند «پست مدرن» معین و ممتاز می شوند. پست مدرنی که هنوز و همچنان «هیچ اتفاق نظرآشکاری در خصوص آن در میان محققان وجود ندارد » وهمین تفاوت و تشتت آرا است که فهم و درک هر چند نسبی «پست مدرنیزم» را از پیچید گی ها و دشواری های مضاعفی برخوردار می کند . دشواری هایی مثل اینکه آیا پست مدرنیزم دنباله و ادامه مدرنیزم است یا اینکه به شکلی مجزا و مستقل به گسست از «مدرنیزم»منجر می شود. «لری مک کافری» معتقد است که گذشته از مرزبندی ها و خط کشی های اختیاری که تنها به کار منتقدان می آید ،هیچگونه حد و مرز قطعی و دقیقی میان مدرنیزم و پست مدرنیزم وجود ندارد . یکی از همین خط کشی های مورد اشاره ،جدول مشهوری است که «ایهاب حسن » تنظیم کرده و در این جدول دو گانه ،ویژگی های مدرنیزم و پست مدرنیزم را در برابر یکدیگر نهاده است :
نشانه شناسي علايم نگارشي
خوانشي بر اگر درست باشد نقش نوشته ي ارسطو مجرد
ائلوار قلي وند
ديگر دالها دنبال مدلول نمي گردند . مدلول آن خداي مرده ديگر ايده مطلق و غايت بي كثرت نيست . در حقيقت ديگر مدلول نيست و دالهاي بيكران و سرگردان در مدار بي مدلول مي گردند هر چند كه به صورت منتزع مدلولي در نظر گرفته و در فاصله اي مشخص و موقت جايگاهي بر او تعيين مي شود اما دالها دال مي آفرينند و چنان تكثير مي يابند كه هر مدلول چون متركسي در هجوم كلاغهاي دشت بي تاثير و ناكارآمد مي شود . يا در نگاهي ديگر اگر در گذشته فلسفه اين منبع پر قدرت مدلول بود كه خيل عظيم دال از خود فوران ميداد و بر مدار خود به حركت در مي آورد اينك همان دالهاي بيشمار خود بر حسب نياز و تشخيص و وجوه بي نهايت متغير مدلول ميسازند ، نابود مي كنند و دوباره به ساختني ديگر هم پيمان مي شوند . دالها آفرينش را منسوخ كرده اند و آنچه هست ساختن است . دالها بر ساختن تكيه ميزنند نه بر متافيزيك آفرينش . جهان سطل بزرگ نشانه هاست . نشانه هايي كه گزاره هايي ديگر از نشانه هاي مشتركند . توضيح الغات همديگرند . اين بر ادبيات و هر نوشته اي ديگر نيز شامل است . اگر در گذشته اين نوشته ها بودند كه علايم نگارش مي آفريدند اينك خود نوشته جايگاه و مسند قدرت خود را به علايمي داده اند كه خود بر كلمات و جملات سوار مي شوند و بر نوشته حكم مي رانند . شايد زمان آن رسيده كه كتابت معمول جاي خود را به نشانه هاي علايم نگارش بدهند .
گئري يه دؤنور بير آندا بئله باخماق ايسته ميرم . گئري ده ياديمدان چيخاريلميشلاري بئله بيرده يئنيلتمك ايسته ميره م . بو نوستالژي اونجا داغيديجي دير كي ، بير آنليق ياد ائتمه يي بئله قورخودور دويغولاريمي . ياخين ياخود اوزاق كئچميش ، بوتون چاتمازليق! نه بير ماهني نه بير شعـــر . بيلميرم! آنجاق نئيله مك اولار! هر پاييزين بو سويوق سونلاري بوتون ساكيتلييمه توخونور و سوروكله يير مني ان اوچوروملو توتقونلوقلارا دوغرو . روحومو بوتون سون نفس لرين دؤنمز دهشتلري سارير . گئري يه دؤنور باخماق ايسته مه سمده ، منيم داغينيقليغيم تاريخين لال يارپاقلاريني بيرر – بيرر چئويرير و داغيلير قيرميزي سطيرلرينــه . اونلار كيم لر ايديلر ؟ بو گئجيكميش سورغو داييما ايچيمده فيرتينالاشان بير سسه نئجه ده آغيرليق ائله يير و زهرلي سونگو كيمي سس سيزجه سينه اؤتور وارليغيمدان . اونلاري تانيماسامدا ، سانيرام او قيقاجي كوچه لرده و داش دؤشه نكلي آلان لاردا يئني ليك پارتلاييشلي سس لرينه تانيقام و اؤيله دير كي ائله بيل روحلارينين چيلپاقليغيني گؤرورم .
تيترك اولسايدي دا بو كؤرپولر ! ياتماز دالغالارين اوزه ريندن كئچيره جكدير ماوي قاتاري . آنجاق نه يازيق كي داياناجاق لار بوشالميشدي هر بير چيرپينتيدان و ايتميشدي دوغمــا حاياتين چيلغين نغمه لري ! ايندي ساكيتلييمه توخونسالاردا بو پاييزلار ، هر آن ياد ائديركن او گؤزه للييه آچيلان سحرلري، آزاجيقدا اولسا لار بئله آغير قارانليقدا بير سايريشان ايشيق اولورلار يوللاريمــا و ته پر اولورلار دوشونجه لريمه . بئله دير كي هر ايل مغرورجاسينا او ايتيريلميش شه هرين بوتون خيابانلاريني آياغيمدان كئچيريره م ؛ اوره ييمي تاخير بير بوداق قرنفيل اوزه رينه بوراخيرام او كئچيجي خوشبختليين ايتميش دروازه لرينه و باش اييرم داشقالاق اولموش مكتب لرينين قارشيسيندا . گئري ده ياديمدان چيخاريلميشلاري ياديما سالماق نئجه آغير اولسادا ، آزي ، كانسئرواتورييايا ده ين بوتون قورشونلاريني كؤكسومه باسماق ايسته ييرم ، پيانولارينا ده يمه سين و ماهني لاري سينماسين دیـيـــه !
............. !
..... ........ ، ......... .
...
.......... ....... ............،
.............
.............. ،
....... ............. ..... ................. .
..........
................. ؛
............ !